نامه سرگشاده به دکتر مجتهدزاده/حقوق ایران در دریای مازندران ماهی برکه گلآلود نیست
۲۰ آبان ۱۳۸۸ •
چاپ این مطلب
جبهه همبستگی خلیج فارس: دکتر هوشنگ طالع با انتشار نامه ای سرگشاده به اظهارات و نظرات دکتر پیروز مجتهد زاده، رئیس ایرانی بنیاد پژوهشی یوروسویک لندن در خصوص حقوق ایران در دریای مازندران پاسخ گفت.
به گزارش پایگاه خبری جبهه همبستگی خلیج فارس، در این نامه آمده است:
زمان آغاز این نغمهسرایی نیز حسابشده و پرسش برانگیز است. پرسش برانگیز از این رو که چرا آقای دکتر پیروز مجتهدزاده، درست زمانی را همراه با جنجال برنامهریزی شده، برای انتشار خاطرات به اصطلاح منتشر نشدهی خود در زمینهی دریای مازندران برگزیدهاند که رویدادهای گوناگونی، همچون ورود پرونده هستهای ایران به مرحلهی تازه، بررسی طرح حساس هدفمند کردن یارانهها در مجلس و اوجگیری در گیرهای سیاسی درون کشور، موجب دلمشغولی افکار عمومی از یک سو و کاهش توجه دولتمردان پایبند به منافع ملی، از دیگر سو شده است.
و نکته تردید برانگیز، همین موقعیت زمانی انتشار خاطرات به اصطلاح منتشر نشده است. ژرفنگری در این خاطرات، نشان میدهد که هیچ نکتهای در آن وجود ندارد که اقتضا کرده باشد این خاطرات و نظریاتی که هدف آن گمراهسازی افکار عمومی و به اصطلاح « خلط مبحث » است، در گذشته منتشر نشده باشد و این روزها، در گسترهای باورنکردنی و با بوق و کرنا، انتشار یابد.
شاید تردید برانگیز بودن انتشار این خاطرات، برای نسل جوان و میانهسال کنونی که ندیدهاند، نشنیدهاند و نخواندهاند که نویسندهی این خاطرات به اصطلاح منتشر نشده، همان کسی است که پس از تجزیهی ننگین بحرین، همراه اولین هیات به بحرین رفت و از دست شیخ غاصب آن صله گرفت، قابل درک نباشد. از این رو بایسته است که به یکی از دردناکترین رویدادهای تاریخ دوران حاضر کشورمان نظری بیافکنیم.
به دنبال خیانت محمدرضا شاه و هیات حاکمهی وقت در تجزیهی بحرین ( استان چهاردهم ایران )، قرار شد که هیاتی از ایران به بحرین برود و با سفر این هیات، آخرین میخ به تابوت تجزیهی بحرین، کوبیده شود. دولت وقت کوشید تا به هیات چهرهی فرهنگی دهد و در این میان، در پی آن برآمد که تنی چند از دانشجویان را نیز همراه این هیات به منامه گسیل دارد. اما با وجودی که ساواک آن زمان، شماری از دانشجویان را به عنوانهای گوناگون در اختیار داشت ؛ اما چند تن از آنان برای آن که آشکارا در این « ننگ و خفت » شرکت نکنند، حتا دست یا پای خود را گچ گرفتند تا خود را ناتوان از مسافرت نشان دهند. همین امر در آن روزگار به موضوع داغی در دانشگاه تهران بدل شده بود.
اما جناب آقای پیروز مجتهدزاده، با هیات « ننگ وخفت » ( عنوانی که ایراندوستان و بیشتر دانشجویان دانشگاه تهران به این هیات داده بودند )، روانه شد و ایشان بعدها پس از انقلاب برای « رفع و رجوع » کردن آن، عنوان کردند که چون شاگرد برجسته یعنی شاگرد اول بودند، ایشان را به عضویت هیات، برگزیده بودند.
آقای پیروز مجتهدزاده در نوشتار دنبالهدار مورد بحث که زیر عنوان « خاطرات منتشر نشدهی پیروز مجتهدزاده دربارهی دریای خزر [ مازندران ]، در تعدادی از دیدارگاهها و روزنامهها منتشر شده، مینویسد:
… ناگهان فریاد برآورده شد که ۵۰ درصد دریا مال ایران است و این فریاد، جنجالی را دامن زد که متخصصان را به سکوت کشاند و اذهان عمومی را مشوش کرد [ ؟! ] و بحث بر سر تعیین رژیم حقوقی دریای خزر با همسایگان را پیچیده ساخته و ملت ما را در خزر، زیادهخواه و زورگو معرفی کرد [ ؟! ] و اعتبار ملی ما را خدشهدار ساخت. نه تنها این افراد در چنین بحثی کاملا فنی و بسیار پیچیده، ادعای تخصص کردند، بلکه با جنجالی که دامن زدند، حتا اجازه ندادند که افراد متخصص در حقوق دریاها … فرصت ابراز نظر یابند و …
آقای دکتر مجتهدزاده، چنان از مدافعان حقوق تاریخی ایران سخن میگوید که گویا این افراد، دارای پایگاه دولتی بودند، دارای کرسیهای نمایندگی بودند، روزنامهی سراسری داشتند که توانستند با غوغاسالاری، چنین جوی را در کشور ایجاد کنند و حتا اجازه ندهند که متخصصان، نظرهای تخصصی خود را به گوش مردم رسانند.
چون من نیز یکی از کسانی بودهام که به زعم دکتر مجتهدزاده با فریاد زدن در مورد سهم ۵۰ درصدی ایران در دریای مازندران مانع ابراز نظر متخصصانی از جنس ایشان شدهام، لازم است نکاتی را به ایشان یادآور شوم.
جناب آقای دکتر مجتهدزاده باید بدانند اگر « فریادی » برآورده شد و آنگونه گسترده در میان هممیهنان بازتاب یافت، تنها و تنها به دلیل به حق بودن مطالب گفته شده بود، وگرنه گویندگان، از کمترین امکانهای تبلیغاتی و بوقهای رسانهای، محروم بودند و محروم نیز هستند. شاید در این زمینه، آقای دکتر مجتهدزاده، قیاس به نفس میکند و بر این باورند که چون خودشان علاوه بر پایگاهها و جایگاههای درون مرز، در لندن نیز پایگاه و جایگاه دارند، همگان چنیناند !
برای آگاهی جناب آقای مجتهدزاده و حامیان ایشان که مدام سخن از « علم نداشته » میزنند باید بگویم که من، دکترای سیاسی هم دارم و در این راستا، حقوق بینالملل را در همهی گستره آن، خواندهام و باید به آگاهی ایشان برسانم که متخصصهایی که ایشان از آن یاد کردهاند که امکان سخن گفتن نیافتند همه از زیررشتههای حقوق بینالمللاند و آن چه که ما بر پایهی دو قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی گفتیم، بر پایهی قوانین بینالملل بود و هست. البته باید یادآور شوم که هزینهی تحصیلیام را پدرم پرداخت و با بورس « بنیاد پهلوی » مدرک نگرفتم.
آقای دکتر پیروز مجتهدزاده، از قضاوت تاریخ دربارهی میرفتاح مجتهد در تسلیم تبریز به روسیان پند بگیرید و کاری نکنید که از شما همانگونه یاد شود که از میرفتاح مجتهد که با گشودن دروازههای تبریز به روی سپاهیان روس، زمینهساز تحمیل قرارداد ننگین ترکمنچای شد، یاد میشود.
این نامه سر گشاده است.
دکتر هوشنگ طالع
تهران ـ پنجم آبان ماه ۱۳۸۸



